تولدانه ۰۳
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 15:08
سلامبی خواب شدم دقیقا اپشن خواب بدنم خاموش شده قهوه هم نمیخورم که همه چی رو بندازم گردن قهوه خوردن های وقت و بی وقت ولی در کل اصلا خواب از چشم هام فرار کرده ابن همه از علایم پیری است و باید باهاش کنار بیام.از وسط خرداد دارم کادوی تولد می گیرم امسال که خیلی بی تفاوتم درباره تولد یک کسایی تولدم رو تبر...
تابستون و دلشوره
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 15:08
سلام استرس دارم ،دلشوره دارم،ترس دارم و باید وانمود کنم که خوبم با همه این حس و حال های وحشتناک تابستون رو تحویل گرفتم و باید بگم که از گرما متنفرم کلافه و عصبانی ترم و از اینکه نوچ میشم و شرشر عرق می ریزم خیلی بدم می یاد.تابسنون رو فقط به خاطر گیلاس تحمل میکنم ولاغیر.پ.ن۱:چقدر منتظر بودم و هیچ خبری...
چهار شنبه دوست داشتنی
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 15:08
سلام اونقدر سکوته که صدای مهتابی ها رو میشنوم پنجره ها هم دوجداره هستند و هیچ صدایی از بیرون نمی یاد نشستم توی سکوت آرایشگاه تا موهام رنگ بگیره،خانوم آرایشگر را اصلا نمیشناسم که با هم معاشرت کنیم اگر قبل ترها بود و ابن همه بی حوصله نبودم الان کلی با هم دوست شده بودیم و میگفتیم و می خندیدیم اما اون ق...
تولد عید شما مبارک
-
تاریخ: 1402/1/7 ساعت: 18:57
سلاماسفند چقدر زود گذشت تنها دو روز دیگه مونده تا اسفند تموم بشه و با خودش سال ۱۴۰۱ رو ببره برن توی خاطره ها،چند وقت پیش نوشتم که من انگار موندم توی سال ۹۸همه این روزها فکر می کردم که روزهای آخر سال ۹۸هستیم چرا دروغ ۹۹رو هم یادم هست از روزهایی که صبح آفتاب نزده می رفتم کتابخونه ملی تا کارهای رساله ا...
آخرین روزهای بهمن
-
تاریخ: 1401/12/11 ساعت: 14:00
سلامبه جای پوست و گوشت و استخوان تبدیل شدم به یک حجم بزرگ از استرس سیال که همه وجودم رو فرا گرفته و همه زندگیم رو تحت شعاع قرار داده من هر روز این حجم بزرگ از استرس رو با خودم حمل می کنم همه جا توی محل کار و خیابون و مترو و اتوبوس و اسنپ با من هست شب ها با هم می آییم توی اتاق و در رو می بندم استرس ه...
اولین چهار شنبه دوست داشتنی اسفند
-
تاریخ: 1401/12/11 ساعت: 14:00
سلاماولین چهار شنبه دوست داشتنی از ماه اسفند هم داره تموم میشه بعد از یک هفته سخت پر از درد که اصلا دوست ندارم مرورش کنم که برام یاد آوری بشه چی کشیدم و چی شد فقط اومدم بگم که :از انرژی منفی فرار کنید بچه ها!ورزش و مدیتیشن و شروع کنید،زیاد فرو نرید تو روزای سخت،برنامه روزانه بنویسید برای خودتون و هر...
سه شنبه نوشت
-
تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 17:57
سلامبرایش نوشتم:هر اشتباهی که تو زندگیت کردی؛ به احتمال زیاد در اون لحظه بهترین کاری بوده که میتونستی انجامش بدی.هر انتخابی که تو زندگیت کردی؛ به احتمال زیاد بهترین تصمیمی بوده که میتونستی انتخابش کنی.هر راهی که تو زندگیت رفتی به احتمال زیاد بهترین راهی بوده که میتونستی ازش عبور کنی.و هر حسی که داشت...
بهمن ماهی جان
-
تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 17:57
سلامصبح پنج شنبه رو با برف شروع کردم دیشبش اونقدر حرف زده بودم و کار انجام داده بودم که اصلا یادم نمی یاد چطوری خوابم برده بوده فقط یادم هست که ساعت چهار صبح از گرسنگی و ضعف شدید بیدار شدم چند لحظه نشستم تا یادم بیاد کجا هستم نون خوردم و آب و بازهم خوابم برد ساعت هفت و نیم که چشم باز کردم همه جا سفی...
ولنتاین
-
تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 17:57
سلامفردا ولنتاينه؛تا چشم كار ميكنه استوري عاشقانه و كادو و خرساي قرمز ميبيني.خيلي قشنگهاصن يه حال خوبيه به هر مناسبتي كسي كه دوسش داري رو خوشحال كني؛اما از من ميشنويببين كي از پارسال ولنتاين تا امسال بيشتر دركت كرد، بيشترِ قسمتاي خاكستري وجودتو رنگ سفيد پاشيد، كجاها كنارت خنديد و كجا اشكتو پاك كرد، ...
دور همی پیر مردها
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 21:18
سلامبابام فردا می خواد با دوستاش بره دورهمی ماجرای این دور همی بابا اینها خیلی طولانیه البته که خودش و دوستانش به این دور هم جمع شدن میگن جشن ابگوشت خوری این دو سه سالی که کرونا بود ما بچه ها اجازه نمیدادیم پیر مردها دور هم جمع بشوند و حالا بعد از سه سال بابا و دوستانش قراره باز هم برن همون پاتوقشون...
یک بشقاب ماکارونی روی پل کریمخان
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 21:18
سلامهم ساعتم رو نگاه کردم هم صفحه گوشیم رو اما باز هم ساعت رو فراموش کردم راننده دست هایش رو توی جیب شلوارش فرو کرده بود و در کنار خنده و شوخی با همکارش داد میزد هفت تیر،هفت تیر بشین حرکته اسکناس ده تومانی رو دم دست گذاشتم و بعد تازه یادم افتاد ظهر شده بعد از مدت ها دلم غذا خواست غذای گرم یک خانم از...
نوشتن درمان است
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 21:18
سلامدوست دارم بنویسم تا بلکه از این همه فشار روی قفسه سینه و گلوم رها بشم.هفته بیخودی رو گذروندم همه اش تکرار و روز مرگی البته که خودم روی مود نیستم وگرنه اگر سر کیف باشم به قول مامان همه چی برام جذاب و شگفت انگیز میشه و می تونم درباره پیش پا افتاده ترین اتفاقات هزاران کلمه بنویسم و تعریف کنم .هوا ع...
عینک کوچی
-
تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 22:13
سلام کرونا دیگه کمرنگ شده و بازار مهمونی بازی رونق گرفته،امروز از صبح نمرات این ترم رو وارد کردم و لعنت به سرما داغون اینترنت که تا ساعت دو طول کشید بعد هم رفتم کمک بنفشه برای خرید و تهیه و تدارک مهمونی چهار شنبه شب برای اولین بار هم پاستای لوله ای سرخ شده خوردن که اصلا فکر نمی کردم این همه خوشمزه ب...
چک صیادی
-
تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 22:13
سلام چقدر خوب شده هوا خدا رو شکر کاش بارون هم بیاد و دیگه عیش تابستونی عیش میشه حسابی پارسال که کلاس ها مجازی بود به دعوت دکتر ادهم یک ترم دانشگاه اراک بودم فقط یک بار حضوری رفتم و با نامه درخواست دکتر همه چی اوکی بود سیستم ثبت نام و کلاس ها و نمره دهی خیلی عالی بود آموزش دانشگاه همیشه آنلاین بودند ...
تولد بابا
-
تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 22:13
سلام حالا از اینحایی که ایستادم واقعا همه شهر معلومه دوست ها و همکلاسی هام ها کدوم یک گوشه این شهر بزرگ دوست داشتنی یک پست دارند که اتفاقا خیلی هم مهمه و ذوق آفرین حالا دیگه خودمون همون حلقه اولی ها می تونیم تصمیم های بزرگ بگیریم کارهای بزرگتر انجام بدهیم حالا واقعا همه با هم درباره سوتی ها بحث می ک...
می تونی دکتر صدام کنی
-
تاریخ: 1400/1/14 ساعت: 0:01
سلامxa0 هجدهم شهریور برای من روز سخت و بزرگی بود خودم فکر می کنم که شاخ غول رو شکستم و بالاخره درسم رو تموم کردم ساعت یازده جلسه دفاع شروع شد و ساعت یکxa0 استاد ها بعد از بک جلسه ژوری بدون حضور من و پست درهای بسته تشخیص دادند که باxa0 درجه عالی دفاعیاتم رو
مهر نوشت
-
تاریخ: 1400/1/14 ساعت: 0:01
سلامxa0همه اش توی ذهنم پر از پست های نیمه کاره است هی توی راه پست های پر اب و تاب می نویسم از اون پست هایی که پر از جزییات است اما همون جا توی ذهنم مسکوت باقی می مونه نمی دونم چرا دل و دماغ روزانه نویسی رو از دست دادم امروز با هزار بدبختی خودم رو وادار
بعد از مدت ها دوباره نوشتم
-
تاریخ: 1400/1/14 ساعت: 0:01
سلامxa0هوا کیپ ابره از شنبه اول آذرماه قراره محدودیت های شدید اجرا بشه کرونا روزی ۴۰۰نفر رو میکشه یک سال شد که ویروس کرونا شناسایی شده و هر روز کلی آدم رو میکشه یک همگیری جهانی ناجور و هنوز هم هیچ راه درمانی نداره توی این هاگیر واگیر حال مامانم خوب ن
آذر ماه بارونی قشنگم
-
تاریخ: 1400/1/14 ساعت: 0:01
سلامxa0آذرماه مه آلود شروع شد بارونی و سرد دوست دارم یک روز صبح با همون موهای ژولی پولی وقتی که لیوان نسکافه رو از روی کانتر آشپزخونه بر میدارم برم توی مه و گم و گور بشم برای همیشه مه هیچ وقت برای من ته نداشته نه میشه جلو رو ببینی نه پشت سرت رو فقط خود
قلبی که خط خطی کار می کنه
-
تاریخ: 1400/1/14 ساعت: 0:01
سلامxa0دو روز تمامه داره بارون می یاد دل اسمون حسابی گرفته بود انگار بغضش باز شدخدا رو شکر امسال که نماز جمعه برگزار نمیشه درهای رحمت خدا هم باز شده هرچند کاش به جای بارون این کرونای لعنتی تموم بشه بره پی کارش کل زندگیمون رو بهم ریخته روز بارونی و مه ا