باید عادت کنم به روزانه نویسی

متن مرتبط با «نوشت» در سایت باید عادت کنم به روزانه نویسی نوشته شده است

خرداد نوشت

  • نیلوبلاگ

    تپل خانمخرداد نوشت سلامرسیدیم به خرداد، جمعه شب بعد از استرس خبرهای مذاکرات غیر مستقیم و لحظه شماری برای توییت وزیر امور خارجه قطر به عنوان اصلی تربت منبع خبر وقتی گزارش پرت و پلاست سیما رو می خوندن یکهو متوجه شدم که اااا خرداد شده ها هر سال چقدر ذوق داشتم برای خرداد امسال هیچی به هیچی اونقدر این چهار ماه گذشته توی شوک و انتظار بودم که ذوق خرداد رو هم از دست دادم.میگه موزیک هابی که برات می‌فرستم رو گوش دادی ؟ میگم نه ..میگه تو که همه اش تشکر می کنی ولی چرا گوش ندادی ؟ میگم چون این سبک موسیقی ر...

    ادامه مطلب
  • چقدر ننوشتم قسمت اول

  • نیلوبلاگ

    سلامچقدر ننوشتم و چقدر به خودم بدهکارم از این ننوشتن های حس های خوب و بدم چقدر اتفاقات ریز و درشت رو از سر گذروندم که اصلا یادم نمی یاد چی بود نه خوشی ها یادم می یاد نه اتفاقات بد همین که میگذره و میره خدا رو شکر فقط خوشحالم که تابستون تموم شد از گرما و عرق کردن و بوی عرق متنفرم آستانه تحملم توی گرما به شدن پایین می یاد زود از کوره در میروم و دعوام میشه.تابستون ۱۴۰۲ رو یادم می مونه چون خیلی خیلی کم مسافرت رفتم دیشب که داشتم کارهام رو مرور می کردم یکهو متوجه شدم که اااا تابستون تموم شد و چقدر مسافرت نرفتم.سر کار خوبه،خوبه که یعنی از یک آزاده پر شرو شور تبدیل به یک کارمند شدم خودم این انفعال رو دوست ندارم ولی وقتی شور و شوقی از بالادستی ها نمی بینی و دیده نمیشی انگیزه ها خشک میشه قبلا خیلی خون...

    ادامه مطلب
  • سه شنبه نوشت

  • نیلوبلاگ

    سلامبرایش نوشتم:هر اشتباهی که تو زندگیت کردی؛ به احتمال زیاد در اون لحظه بهترین کاری بوده که میتونستی انجامش بدی.هر انتخابی که تو زندگیت کردی؛ به احتمال زیاد بهترین تصمیمی بوده که میتونستی انتخابش کنی.هر راهی که تو زندگیت رفتی به احتمال زیاد بهترین راهی بوده که میتونستی ازش عبور کنی.و هر حسی که داشتی؛ به احتمال زیاد قویترین چیزی بوده که قلبت بهش باور داشته.پس حسرت هیچی رو تو گذشته نخور. تو اون لحظه بهترین خودت بودی.خود بی تجربهی گذشتت رو قضاوت نکن، همین.پ.ن :ادما میتونن خیلی مهربون توی چشمات نگاه کنن و به چیز دیگه فکر کنن؛میتونن دستاتو بگیرن ولی از پشت بهت خنجر بزنن،میتونن ارومت کنن و خودشون یه زخم بدتر از قبلی بزنن،همیشه میتونن از اعتمادت سو استفاده کنن حتی وقتی توی اغوششونی،این معنیش این ن...

    ادامه مطلب
  • نوشتن درمان است

  • نیلوبلاگ

    سلامدوست دارم بنویسم تا بلکه از این همه فشار روی قفسه سینه و گلوم رها بشم.هفته بیخودی رو گذروندم همه اش تکرار و روز مرگی البته که خودم روی مود نیستم وگرنه اگر سر کیف باشم به قول مامان همه چی برام جذاب و شگفت انگیز میشه و می تونم درباره پیش پا افتاده ترین اتفاقات هزاران کلمه بنویسم و تعریف کنم .هوا عجیب سرده دلم میخواست میرفتم لالون ولی اونقدر سرده که از جام جم نمی خورم حتما الان علاوه بر آبشار رودخونه هم یخ زده فکر سرما تا مغز استخوانم میره و لرز میشینه توی وجودم امان از میانسالی من اصلا سرمایی نبودم ولی الان سرما تا مغز استخوانم نفوذ میکنه دست چپم که سال ها پیش شکسته بود رسما فلج شده اون زمان هر کی میگفت خیلی اشتباه کردی که زودتر از موعد مقرر گچش رو باز کردی بعدها پشیمون میشی می خندیدم و می...

    ادامه مطلب
  • مهر نوشت

  • نیلوبلاگ

    سلامهمه اش توی ذهنم پر از پست های نیمه کاره است هی توی راه پست های پر اب و تاب می نویسم از اون پست هایی که پر از جزییات است اما همون جا توی ذهنم مسکوت باقی می مونه نمی دونم چرا دل و دماغ روزانه نویسی رو از دست دادم امروز با هزار بدبختی خودم رو وادار...

    ادامه مطلب
  • بعد از مدت ها دوباره نوشتم

  • نیلوبلاگ

    سلامهوا کیپ ابره از شنبه اول آذرماه قراره محدودیت های شدید اجرا بشه کرونا روزی ۴۰۰نفر رو میکشه یک سال شد که ویروس کرونا شناسایی شده و هر روز کلی آدم رو میکشه یک همگیری جهانی ناجور و هنوز هم هیچ راه درمانی نداره توی این هاگیر واگیر حال مامانم خوب ن...

    ادامه مطلب
  • دلم نوشتن می خواهد

  • نیلوبلاگ

    سلام می خواهم بنویسم پر از واژه ام پر از اتفاق پر از ماجراهای اشکی و هیجانی و روزانه اما نمیشه هر روز صبح اول وقت که می رسم کنار صدتا تب مختلفی که هر روز چک می کنم بلاگفا رو هم باز می کنم اما عصر موق...

    ادامه مطلب
  • نوشتم

  • نیلوبلاگ

    سلامتمام امروز رو خواب بودم توی خواب و بیدار هی با خودم کلنجار رفتن هی دویدم هی زمین خوردم و از روی بلندی پرت شدم پایین هر بار چشم باز کردم اتاق تاریک بود و فکر کردم اخیش هنوز وقت دارم برای خوابیدن و...

    ادامه مطلب