سلام
حالا از اینحایی که ایستادم واقعا همه شهر معلومه دوست ها و همکلاسی هام ها کدوم یک گوشه این شهر بزرگ دوست داشتنی یک پست دارند که اتفاقا خیلی هم مهمه و ذوق آفرین حالا دیگه خودمون همون حلقه اولی ها می تونیم تصمیم های بزرگ بگیریم کارهای بزرگتر انجام بدهیم حالا واقعا همه با هم درباره سوتی ها بحث می کنیم و اگر یک می یک ذره کوچولو همکاری بین بخشی بیشتر بود و این همه همه چیز توی ایران سیاست زده نشده بود. خیلی اتفاقات خوب تر می افتاد.ناهار امروز با بچه های زیبا سازی بودم کلی بحث کردیم کلی خندیدیم کلی خاطره بازی کردیم و بعد هم قرار شد در صورت تصویب طرح هامون زودتر دورهمی بگذاریم.
فردا 1 1ست کیک که میخرم برای کادو هم هیچ تصمیمی نگرفتم خودم از اینکه پول کادو بدهند خوشم نمی یاد فردا شب خونه بنفش هم باید برم کلی کار قول دادم انجام بدهم که هیچ کدوم رو اصلا سمتش هم نرفتم می خوام یک کاری انجام بدهم که برای خودم خیلی مهمه و خب به هیچ کدوم از بچه ها هم نگفتم امروز تمام مدت درگیر بود درگیر فکری و کاری انشالله که اتفاق خاصی نمی افته و همه چی درست پیش میره
پ.ن:چقدر برات متاسف شدم که ابن طوری پیچیدی بهم این همه اتفاقات سهمگین رو پشت سر گذاشتیم خیلی سخته آدم این همه بدشانس باشه والا
برچسب:
نویسنده: اشکان پورحسین