
تپل خانمنمک گیری سلاملیوان بی خود و بی جهت از بالای سینک پرت شد روی سرامیک ها و هزار تیکه شد اونقدر وحشت زده شدم و ترسیدم که قلبم اومد تا توی دهنم و باز برگشت سر جایش با جارو برقی همه ی شیشه ها رو جمع کردم اما خب پا گذاشتم روی یک تیکه شیشه تیز و پام برید.طرح جدید رو برای ابوالفضل فرستادم می دونم که نمی خونه چون حوصله نداره در جا اون همه نوشته رو سین کرد و نوشت باشه فردا بین ساعت یازده تا یک جلسه بگذاربم و تمام. ایده کار برای خودمه فرم و محتوا رو هم خودم نوشتم ولی یک حسی دارم مجهول خودم رو انداخ...
ادامه مطلب