
تپل خانمموهای جو گندمی سلام از بین و پنج شهریورماه سرما خوردم و این فین فین و سرفه ها با من هستند تا شب عید دیگه برام عادی شده چقدر دلم برای نوشتن ریز ریز با جزییات اینجا تنگ شده هنوز هم هر شب قبل از خواب یک سر به این چهار دیواری دوست داشتنی قرمز می زنم بعد میخوابم آها امسال یادم بود و تولدش رو سر وقت تبریک گفتم هر چند اون یادش نبود تولد من رو تبریک بگه تولدم قشنگ وسط جنگ دوازده روزه بود خودم بد نیستم ولی خوب هم نیستم مامان و بابا خوبند پیر شدند و من چقددددددر از پیری متنفرم خواهر زاده ها و ب...
ادامه مطلب